مصطفى محقق داماد
92
مباحثى از اصول فقه ( فارسى )
منفصل به عام عمل مىكنيم . علّت اين اختلاف را علماى اصول اينگونه توضيح مىدهند : در شبههء مفهوميهء متّصل چون مخصّص بلافاصله بعد از عام مىآيد اصولا نمىگذارد ظهورى منعقد شود . يعنى به علّت نامعلوم بودن مفهوميّه مخصّص ، چيزى وراى آن منعقد نمىشود ولى در شبههء مفهوميّه منفصل چون بين عام و مخصّص فاصله وجود دارد ، عام ابتدا ظهور پيدا مىكند و حد و مرزش مشخص مىشود و پس از ورود مخصّص مجمل ، مرز اين عام مىشكند و ظهور جديدى منعقد مىشود . يعنى مخصّص به قدر وسع ، قدر متيقّن از تحت عام خارج مىكند و بقيّه تحت عام باقى مىماند . حالت سوّم : مخصّص متّصل و شبههء مفهومى و امر داير بين متباينين است - در مثال : « همه دانشجويان حق ورود به كلاس را دارند مگر پرويز . » چنانچه دو نفر پرويز داشته باشيم در اينجا اجمال مخصّص به عام سرايت مىكند ؛ نه به عام عمل مىكنيم و نه به خاص عمل مىكنيم و همانطورىكه قبلا گفتيم به قواعد و اصول موجوده منطبق با مورد مراجعه نموده و حكم قضيه را استخراج مىكنيم حالت چهارم : مخصّص منفصل و شبهه مفهومى و امر دائر بين متباينين است - مثلا امروز مقرّر مىشود ، همه دانشجويان حقّ ورود به كلاس را دارند و فردا مقرر مىشود پرويز حقّ ورود به كلاس را ندارد . حال اگر دو پرويز داشته باشيم ، تكليف چيست ؟ در اين حالت هم اجمال مخصّص به عام سرايت مىكند ؛ يعنى نه به عام تمسّك مىكنيم نه به خاص . علّت اين امر مربوط مىشود به وجود علم اجمالى . يعنى همينكه فى الجملة يقين حاصل شد كه حكم